درباره وبلاگ
نه تو تنها نیستی
نه تو تنها نیستی
نگو ما دوتا کمیم من وتو این همه ایم
ای عزیز گلریز عشق یعنی همه چیز
همه چیز
فهرست اصلی
دوستان
& الناز _ جوانهای ایرونی &
& مهتاب _ روزگار مهتابی دختر فراری &
& شعله سرکش _ عروس دریا &
&قرمز خون منه پرسپولیس جون منه _ پرسپولیس1386&
& مریم _ درد دل عاشقان &
& سعید _ سکوت ماهی &
& نوید و شیما _ عاشقانه هاي دو كبوتر &
& sunshine _ هر وقت بهت رسیدم تو افساید بودم&
& بهار _ دوستت دارم مثل همیشه برای همیشه &
&سیما _ هر چه میخواهد دل تنگت بگو..... (منو سیما) &
& محسن _ جدیدترین pm های عاشقانه &
& حلقه عشق &
& رضا _ شعر.نوشته های زیبا &
& بشیر _ وبلاگ تخصصی عاشقان &
& حسام _ تنهاترین تنها &
& محمد _ عاشقانه میپرستمت &
& الهام پرسپولیسی &
& الهه ی ناز &
& ستاره _ کامران هومن بهترینند &
& سارا _ عشق تنهاست &
& آقاهه &
& بزرگترین وبلاگ عکس و... در ایران &
& هماي شقاوت &
& ازاد _ دوستی &
نوشته های پیشین
87/05/05 - 87/05/21
87/04/01 - 87/04/07
86/10/05 - 86/10/21
86/07/22 - 86/07/30
86/07/05 - 86/07/21
86/07/08 - 86/07/14
86/06/22 - 86/06/31
86/06/05 - 86/06/21
86/06/08 - 86/06/14
86/06/01 - 86/06/07
86/05/22 - 86/05/31
86/05/05 - 86/05/21
86/05/08 - 86/05/14
86/05/01 - 86/05/07
طراح قالب
POWERED BY

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که بگو ید دل به دل راه دارد
دله من ز غصه خون شد دله او خبر ندارد
باز هم آغازی دوباره که همه میدانیم پایانی به دنبال دارد، باز هم سلامی دوباره که همه
میدانیم آخر خداحافظی اشکانمان را جاری می کند و این ما هستیم که همواره در تردید و
ترسی همیشگی از روزها و شب ها زندگی می کنیم ...
ترسی از جدایی!!!
سلام بچه ها ؛
ما غریبه نیستیم آشناییم : وبه عاشقتم و فقط عاشقا...............................
نوشته شده توسط mohsen در بیستم مرداد 1387 ساعت 6:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
ببین من عاشق را ....
ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم....
ببین که چگونه شب و روز به یاد تو هستم و تنها آرزویم رسیدن به تو است....
لحظه ای به من نظری بینداز ....
ببین که تنهاتر از من هیچ تنهایی نیست ، مرا باور کن ، تنها تویی در قلب تنهایم!
این قلب تنها ، لحظه به لحظه به یاد تو هست...
ببین مرا که از همه عاشقترم ، عاشق تو و آن قلب مهربانت ....
از همه دیوانه تر منم ، این منم که دلم میخواهد و آرزو دارم تو برای من باشی !
دلم میخواهد تا ابد برای من باشی و تنها عشق جاودانه ام باشی ....
در میان اینهمه عاشقان لحظه ای نیز به من نگاه کن ....
یک لحظه به من نگاه کن تا ببینی از همگان مجنون ترم...
مجنون تو ، مجنون آن چشمهای زیبایت ، دیوانه آن قلب پاکت....
بیا با هم عاشقترین باشیم ، در میان همگان صادق ترین باشیم....
ببین من دلشکسته را که شب و روزم یاد تو و ذکر نام تو است ....
مرا باور کن ، این عشق مرا گرچه حقیر است ولی باور کن....
باور کن که همین عشق حقیر ، پاکترین و واقعی ترین عشق روی زمین است...
با اینکه میدانم نگاهت به سوی کسی دیگر است ، بیا و لحظه ای نیز نگاه به من کن!
نگاه کن تا بفهمی عاشق واقعی کیست !
او که تو را از همه بیشتر دوست دارد و تنها آرزویش رسیدن به تو است منم!
او که رسیدن به تو را برابر با خوشبختی میبیند منم !
او که میخواهد بعد از رسیدن به تو دنیا را به نامت کن منم !
این منم که عاشقم ، لحظه ای به من عاشق نظری بینداز ....
به خدا خیلی دوستت دارم و یک لحظه نیز طاقت ندارم قلبت برای کسی دیگر باشد!
آرزو دارم آن قلب مهربان و پاکت برای منی باشد که تو تنها آرزویش هستی !
فقط یک بار بگو که برای منی ،تا یک عمر احساس خوشبختی کنم !
فقط یک لحظه برای من باش ، تا یک عمر امیدوارانه و عاشقانه به عشق تو زندگی
کنم!باور داشته باش که خیلی دوستت دارم ، تنها کافیست لحظه ای مرا باور کنی !
بیا با من باش تا غروب زندگی ام به پایان برسد و سپیده عشق در قلبم طلوع کند!
بیا با من باش تا سپیده آخر ..... لحظه ای که میفهمی از عشقت مرده ام!



نوشته شده توسط mohsen در بیستم مرداد 1387 ساعت 6:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
من و تو
من همون تنهاترينم که دلم رو به عشق تو سپردم
تو همون اميد بودنی که به اميد تو هنوز نمردم
من همون خيلی ديوونم که هميشه عاشقت ميمونم
تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو ميخونم
من همون خسته ترينم که ديگه طاقت دوريتو ندارم
تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم
من همون دريای دردم که ميخوام دورت بگردم
تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات ميخندم
من همون عاشق ترينم که اگه بخوای واست ميميرم
تو همون فرشته نجاتی که يه روز ميای و نميذاری من بميرم
من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم
تو همون ماه و ستارم که با تو ديگه هيچی کم ندارم
نوشته شده توسط mohsen در یکم تیر 1387 ساعت 3:21 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بعد از 75 روز که به جزیره خارک رفته بودم 20 روز مرخصی گرفتم امدم فقط یک
سال دیگه از خدمتم مونده
دعا کنید زود تموم بشه خلاص بشم
مرگ بر خدمت سربازی
زندگی دو نیمه دارد نیمه اول= در حسرت
نیمه دوم=در حسرت نیمه اول۰۰۰
دوستت دارم
نوشته شده توسط mohsen در شانزدهم دی 1386 ساعت 9:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
انتظار واژه ی غریبی است ...
واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست که با آن خو گرفته ام.
که چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار ت
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا ...
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم ...
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق.
وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت ...
نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...
نوشته شده توسط mohsen در شانزدهم دی 1386 ساعت 9:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک چرا
باید به دور تو بگردم ؟؟؟
ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو
بادل بیا تا من بگردم...
سلام
بعد از دو ماه که از خدمت سربازیم
گذشت و دوران اموزشی تموم شدوبعد از ۱۵روز
مرخصی و تقسیم شدیم که من باید برم
جزیره خارک و هر ۷۰ روز به من مرخصی
میدهند
مرگ بر دوران اجباری و ......
دوره ي سربازی:
• موهات رو بلند نکن
• روت رو زياد نکن
• از اوامر سرپيچی نکن
• فرار نکن
• با اسلحه شوخی نکن
• غيبت نکن
• به آينده فکر نکن
• درگيری ايجاد نکن
• به فرمانده بیاحترامی نکن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
• با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
• اعتراض نکن
• از تلف شدن وقتت ناله نکن
• از آشپزخونه دزدی نکن
نظر یادتون نره
نوشته شده توسط mohsen در بیست و هفتم مهر 1386 ساعت 5:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نمیدانم پس ازمرگم چه خواهدشد ،نمیخواهم بدانم کوزه گرازخاک اندامم چه خواهدساخت
ولی آنقدرمشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست طفلکی گستاخ
وبازیگوش و او یکریز و پی در پی دم خویش در گلویم سخت بفشاردو خواب خفتگان خفته را
آشفته تر سازد بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را......

نوشته شده توسط mohsen در بیست و ششم مهر 1386 ساعت 0:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بوديم وكسي پاس نمي داشت كه بوديم
![]()
باشد که نباشیم بدانند که بودیم 
نوشته شده توسط mohsen در بیست و پنجم مهر 1386 ساعت 4:15 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شراب را دوست دارم چون رنگ خون است
خون را دوست دارم چون در رگ جريان دارد
رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست
دارم چون جايگاه توست.....
نوشته شده توسط mohsen در بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 3:44 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
گفتم نرو پرپر مى شم
گفتى مى خوام رها باشم
گفتم اخه عاشق شدم
گفتى مِى خوام تنها باشم
گفتم دلم گفتى بسوز
گفتم يه عمرى باز هنوز
گفتم اخه داغون مى شم
گفتى به من خوش مِى گذره
گفتم بيا چشمام براى تو
گفتى اخه كى مى خره
گفتم منو جنس مى ديدى ؟
گفتى اره بى قيمتى
گفتم يه روز كسى بودم
با من نكن بى حرمتى
گفتم صدام مى ميره باز
گفتى با درد بسوز بساز
گفتم حالا كه پير شدم
گفتى كه از تو سير شدم
گفتم تمنا مى كنم
گفتى مى خوام خوردت كنم
گفتم بيا بشكن تنو
گفتى فراموش كن منو



نوشته شده توسط mohsen در بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 0:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
وقتی که خاکم می کنین ................بهش بگین پیشم نیاد
بگید که رفت مسافرت.................. بگید شماره ای نداد
یه جور بگید که آخرش............... از حرفاتون هول نکنه
طاقت ندارم ببینم............................ به قبر من نگاه کنه
بهش بگید نشست به پات.................... بهش بگید نیومدی
بگید هنوز دوستت داره..................با اینکه قیدشو زدی
نشونی قبر منو بهش ندین.......................خوب میدونه
نیاد جای همیشگی ................. سر قرار تو زود خونه

نوشته شده توسط mohsen در بیست و چهارم مهر 1386 ساعت 0:29 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شب بود و عشق نظری بر ما کرد
در دل خامش ما شمعی بر پا کرد
روشنی دل من از بر اوست
او که در لحظه ی افتادن مرا برجا کرد
عاشقان،عشق مگر چیست؟
بنگرید بر من رخساره سیه
در بر اعیان پرو بال سفید
جز من هیچکس عاشق نیست!
دل اگر با تو بود،
مخزن اسرار پر از رنج نبود.
بی شک شاد می بود،
اگر خانه ی غمگین پر از درد نبود.
منتظر چشم بر در دوختم
در غیابش چو پروانه سوختم
آمد و رفت،مرا هیچ نگفت!
من ز این بازی چیزها آموختم
نوشته شده توسط mohsen در بیست و سوم مهر 1386 ساعت 5:28 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط mohsen در بیست و سوم مهر 1386 ساعت 2:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
پرسپولیس قهرمان میشه خدا میدونه که حقشه
اس اس سوراخس




نوشته شده توسط mohsen در بیست و یکم مهر 1386 ساعت 11:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عید بر تمام عاشقا ن و پرسپولیسی
ها مبارک باد
اس اس ۶ تایی میشود
میمیرم برات
نمی دونستی که دلم بسته به ساز صدات![]()
ارزومه که می دونستی که میمیرم برات عاشقم هنوز![]()
سفرت بخیر ![]()
برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز![]()
نمی خوام بیای نمیخوام میان تاریکی من تو حروم بشی![]()
نمی خوام ازت![]()
نمی خوام مثل یک شمع بسوزی برام تا تموم بشی![]()
بروتا بزرگی میخوام برات تا آرزوم بشی![]()
نوشته شده توسط mohsen در بیست و یکم مهر 1386 ساعت 5:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط mohsen در بیست و یکم مهر 1386 ساعت 4:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
تو را نگاه میکنم که خفته ای کنار من
پس از تمام اضطراب, عذاب و انتظارمن
تورا نگاه می کنم که دیدنی ترین تویی
من ازتوحرف میزنم شب عاشقانه میشود
تـو را ادامه می دهم همین ترانه می شود
نوشته شده توسط mohsen در بیستم مهر 1386 ساعت 3:4 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق يعني يك سلام و يك درود
عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن بدست
عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني چون محمد پا به راه
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني با پرستو پرزدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم يك نماز
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني مستي و ديوانگى
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني شاعري دلسوخته
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني سوز ني آه شبان
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحطه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني با جهان بيگانگى
نوشته شده توسط mohsen در نوزدهم مهر 1386 ساعت 7:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني
از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد
عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل
روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام
ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نميرود اين آرزو مر
گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد
آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد
توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم
هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد
نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد
گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم
گرچه میدانم نميآيد،ولي هردم از شوق
سوي درميآيم و هرسو،نگاهي میکنم
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را
آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران
من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم
گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار
غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند
گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو
صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط
گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم
غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر
دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست
زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم
تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند
نوشته شده توسط mohsen در نوزدهم مهر 1386 ساعت 7:22 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
وعده ما
روز یک شنبه روز شش تایی کردن استقلالی ها
پرسپولیس زلزله محبوب هر چی دله
نوشته شده توسط mohsen در نوزدهم مهر 1386 ساعت 7:13 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت